قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3034

تاريخ الفي ( فارسى )

و در بعضى تواريخ معتبره مسطور است كه در اوّل حال كه سلطان مسعود از بغداد به عزيمت موصل برآمده متوجّه آن صوب شد و امير اتابك در مقام ملايمت و انقياد و اطاعت درآمد ، كسان نزد سلطان فرستاده عذر مزلات خود طلبيد . بزرگ‌ترين حيله كه اتابك در استرضاى خاطر سلطان مسعود نمود آن بود كه كس پيش پسر بزرگ خود ، [ 74 الف ] سيف الدّين غازى ، كه هميشه در ملازمت سلطان مىبود ، فرستاده به او پيغام داد كه « مصلحت وقت در آن است كه تو بىتوقّف عنان عزيمت به موصل منعطف داشته به‌هيچ‌وجه در اردوى سلطان توقّف جايز ندارى . » سيف الدّين غازى كه هميشه آرزوى آن داشت كه در ولايت خود بوده باشد ، چون پيغام پدر شنيد فى الحال ، از بغداد گريخته متوجّه موصل شد . امير اتابك فرمود كه سيف الدّين را به موصل نگذارند . و جماعتى را همراه او كرد كه او را از همانجا بازگردانيده پيش سلطان مسعود بردند و از زبان امير اتابك به عرض بندگى و اخلاص معروض داشتند كه « سيف الدّين غازى چون بىالتفاتى سلطان بالنسبه به اين دولت‌خواه مشاهده نمود از هيبت سطوت پادشاهى گريخته به اين‌جانب آمده ، و من او را به شهر نگذاشتم ؛ چرا كه چون بىرخصت سلطان آمده بود ، ديدن او مناسب نبود . بنابراين ، او را بازگردانيده به خدمت فرستادم . » و چون سلطان اين حكايت شنيد در باب امير عنايت بسيار نمود و سيف الدّين غازى را به التفات پادشاهانه از اقران و امثال خود ممتاز گردانيد . و از جمله وقايع اين سال آنكه امير اتابك در بلاد و قلاع ولايت ديار بكر مثل مدينهء طنزه ، و مدينهء اسعرد « 1 » ، مدينهء معدن النّحّاس ، و قلعهء حيزان « 2 » ، و قلعهء روق ، و قلعهء قطليس « 3 » ، و قلعهء ناتاسا « 4 » ، و قلعهء ذى القرنين و غير آن را فتح كرد . و از ولايت ماردين « 5 » نيز آنچه در دست فرنگان بود از ايشان انتزاع نموده به نوّاب و عمّال خود حواله كرد . و از جمله شهرهايى كه از اعمال ماردين كه از فرنگان گرفته بود ، يكى تلّ موزن « 6 » بود و ديگرى قلعهء جوسلين « 7 » . و بلدهء موزّر نيز از جملهء آن بلاد بود كه امير اتابك در اين سال فتح كرد . القصّه ، چون امير اتابك آن ولايت را گرفت ، در همه‌جا لشكرى كه به دفع عدوّ قيام تواند نمود تعيين نموده عنان عزيمت به صوب آمد منعطف داشت . و در اين سال ، در بغداد عيّاران دست برآورده خانه‌هاى تجّار و اغنيا را خالى كردند و هر

--> ( 1 ) . احتمالا شهر اسعرت در نزديكى حيزان . ( 2 ) . در متن « جيران » آمده است . تصحيح براساس الكامل و معجم البلدان . ( 3 ) . ق : فطليس . ( 4 ) . ق ، ش : باياسا . ( 5 ) . هرسه نسخه : واردين . ( 6 ) . شهر كوچكى ميان رأس عين و كسروج . ( 7 ) . منظور قلاع منتسب به ژوسيلين است .